.
.
ازین احساسه یاسی که تو رو از خاطرم برده ...
به انتهای راهی که دلم به دلت دارد چشم دوخته ام.
مدت هاست که می نالم و زجه میزنم به امیدی که زمان دلش به رحم آید و تندتر بگذرد و تو را با خود بیاورد، اما افسوس که از دست زمان هم دیگر کاری ساخته نیست...
آخر، ثانیه های انتظار من دیگر نای رفتن ندارند.
کورسوی امیدم رو به خاموشی می گراید...
خسته و مستاصل چشمانم را می بندم.
.
.
یک لحظه آرامشی درونم حاکم می شود.
انگار نجوایی آشنا در گوشم زمرمه میکند که دله بی قرارم چنین تسکین یافته!!
آری،
گویی زمزمه گام هایت است که تپش های سرکش قلبم را این چنین رام کرده.
.
.
خدای من چه میبینم؟؟؟
این تویی؟؟
این تویی که از دور می آیی؟؟ ، یا سرابی بیش نیست که بی رحمانه شوق دیدگانم را به تمسخر گرفته؟؟
آرام آرام چشمانم را می گشایم تا ببینم غبار جاده دلم سواری دارد؟؟...
.
.
.
آه،
بیچاره پرستوی خیالم که با پلک برهم زدنی می میرد...
چون رشته گسست می توان بست،
لیکن گرهی ش در میان هست.
.

.
رشته ارتباط ما محکم بود
، ولی حالا که نگاه میکنم میبینم شده عینه یه سیم خاردار،
که خاراش مدام داره میشینه تو دله من ، و شاید دله تو هم...
بس که این رشته هی پاره شد هی گره زدم! هی پاره شد، هی گره زدی...
دیگه بریدم!!! با هر چیزی که بشه این رشته رو برید...دیگه نمیتونم ... دیگه نمیخوام بتونم...
شکاکیت بعضی آدما اونقد صداقتتو زیره ؟ میبره و لهش میکنه که دیگه حتی خودتم خودتو باور نداری...
خدایا هرکی ندونه تو خوب میدونی که هیچ وقت دلم نیومده دله کسی رو بشکونم، اما چی کار کنم که بعضیا از بس ذهنشون مریضه خودشونم با خودشون درگیرن؟؟؟
آره! منم یه رووووووووووووووزی میگفتم که باید همه رو دوس داشت ولی یکی رو بیشتر!! چمی دونسیتم که همه داغونت میکنن ولی یکی بیشتر؟؟
ذهنیته منفیه تو ذهنه + منو خنثی که چه عرض کنم، نه همون ریاضیش درست تره! (+ در _) همون منفیه!!! چقد بده که الان منم مثه خودت منفی میبینم!
نمیدونم شاید این دنیای مجازی هم بی تقصیر نبود!
کاش بتونم 1 بار وا3 همیشه دی 30 شم و این 2تا وبلاگه با تمامه خاطراته تلخ و شیرینش رو دلیت شیفت کنم!!!
حیف که دلم نمیاد!!!!
ای امان ازین دل که هرچی میکشم از این میکشم!!!
بازهم رسیدم به همون جایی که باید میرسیدم
شاید دیر، اما بهتر از این بود که هرگز نرسم...
"خدا جونم":
خوش حالم که رشته ارتباطم با تو شاید سست شد ،
اما امیدم به خودت نزاشت هیچ وقتاین رشته پاره بشه و الان هیچ گرهی توش نیست!!!
دلتنگتم خدا،![]()
تو هم دلت وا3 من تنگ شده مگه نه؟![]()
![]()
پ.ن: به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد
از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی . . .
سلام شادی جان!
خوبی؟؟؟
منم خوبم !
ملالی نیست جز..
البته دروغ چرا ؟؟ ملال هست! زیاد هم هست!اونم از دوری توئه!!
هیچ وقت یادم نمیره اون دفعه ای که راه گم کرده بودی و سر از دله من دراوردی!!!
چقد مهرت به دلم نشست!!
چقد دلم میخواس بیشتر بمونی! !!
ولی حیف که مقصدت حای دیگه ای بود و خیلی عجله داشتی!!!
چی شد راستی؟؟ آدرستو پیدا کردی؟؟
ازاون وقت تا حالا به هر کی میرسم سراغتو میگیرم ٬
ولی هیشکی ازت خبر نداره !!کجایی پس؟؟؟
نکنه بازم گم شدی؟؟؟
این بار کجا رفتی؟؟؟؟ الان کجایی؟؟ پیشه کی ای؟؟ خوش به حالش!!!
البته اگه اونم مثه من زود تنها نزاری!!!
ولی خب، نگرانه من نباش!!! منمالان همچی تنها نیستم،
همین که تو رفتی غصه هچی جاشو تو دلم وا کرد که میترسم٬
اگه بازم بیای دیگه جایی وا3 تو نباشه!!!
ولی نه!! اون ته ته ته قلبم یه کورسویه امیدی هس!! !
نمیزارم پای هیچ غم و غصه ای اونجا واشه!!! اونجا جای توئه!!!
خلاصه نیستی ببینی چقد دلم هواتو کرده!!!
چقد بی قرارته!!!
با اینکه خیلی زود رفتی ولی من تنها یادگاریتو هنوز نگهش داشتم!!!
"گل لبخندی "رو که رو لبام گذاشتی نزاشتم دسته غصه بهش برسه و بچینتش!!!
ولی، ولی احساس میکنم اشکامم دیگه داره خشک میشه!!!
دیر بجنبی پژمرده شده مرده ها!!!
یعنی دیگه هیچ وقت نمیخوای یادی ازدله من کنی؟؟؟
.
.
نه! نگو! خواهش میکنم نگو که این اولین و آخرین باری بود که به دلم سر زدی.
نزار که همون کورسوی امیده ته قلبمم هم خاموش بشه!!!
.
.
تو رو خدا بازم بیا!
منتظرت میمونم!
زندگی تا حالا خیلی هارو به بازی گرفته!![]()
فک نمیکردم یه روزی منم بشم ۱ی از همین خیلی ها...![]()
آخه الان چه موقعه بازیه؟؟![]()
بچه که بودم٬ چرا! عاشقه منچ بودم! ![]()
حالا که بزرگ شدم زندگیم هوسه منچ کرده! ![]()
![]()
بچه که بودم فک میکردم منچ یعنی ۶! شیش بیارم بردم
!
بزرگ که شدم فک کردم زندگی یعنی فرصت! بهم فرصت بدن زندگی رو بردم!!!![]()
غافل ازینکه نه با ۶ تنها میشه منچُ برد و نه با فرصته تنها زندگی رو...![]()
گاهی همش پشته سره هم ۶ آوردم! درست وقتی که یه ۱ کوچیک کفایت میکرد تا به مقصدم برسم این ۶ها از هدفم دورم کردن!!! ![]()
۶های زندگیم گاهی پله هایی شد که منو تا عرش برد اما جایزه ی همین ۶ ها زهر ماری شد که تا فرش پایینم آورد!! ![]()
به نظرم زندگی دو روئه!!![]()
یه روش منچه!! اگه کمی هوش و زکاوت به خرج بدی ٬ اگه همه راهارو چک کنی
ببینی ۶ رو کجا بزاری جایزه شو کجا ٬ بردی!![]()
اما اون ورش مار و پله س! اینجاس که دیگه عقل هم دستش به جایی بند نیس! فقط باید شانس بیاری! آخه دیگه چن تا راه نداری! فقط یه راه جلوته! حالا این شانسه که اگه یارت بشه واست پله میشه تا ازش بری بالا ... و الا بدشانسیه که گریبانتو میگیره و ۶وجایزه شو زهر مار ت میکنه !!![]()
به قوله دوستم: این شانسم نمیاد نمیاد٬ همون ۱ باری که ما خونه نیسیم میاد درو میزنه!!!
حالا تا رسیدیم خونه بدشانسی دستشو از رو زنگ بر نمی داره! ![]()
بدبختی هم که خودش کیلید داره! درو وامیکنه میاد تو!!!![]()
.
.
خدا جون دستم به دامنت!![]()
ما که نه شمسی خانومیم که شانس داشته باشیم!![]()
نه مرادیم که روزگار بر وفقمون باشه!![]()
.
ما فقط تو رو داریم و امیدی که به تو بنده! امیدمونو ناامید نکن!![]()
پ.ن: فک کن اگه ما بچه مراد و شمسی بودیم
![]()
![]()
چی ممممممممممی شد!!! ![]()
![]()
گناهکارم؟؟
باید تقاصه گناهامو پس بدم؟؟
خب خداجون:![]()
![]()
گناهامو را ندیده بگیر٬
همون جوری که
دعاهامو نشندیده میگیری ...

کاش پشیمونی سودی داشت!
فرصت ها توی زندگی دیر میان اما خیلی زود میرن..
ولی خب همیشه با خودشون تنش میارن.
گاهی میزارنت سره یه ۲ راهی! گاهی بم بست میزارن جلوت! گاهی هم خودتو میندازن به جون خودت!!!
همیشه دلم خوش بود به غرورم و به احساسم...
ولی چن وقت با هر۲شون قهر کردم!!!
آخه احساس کردم همین ۲ تا بودن که بدبختم کردن و فرصتامو بردن...
همش باهم دعوا داشتن!!!
اکثراغرورم زورش می چربید و نمی زاشت احساسه بی چارم هم خودی نشون بده ٬
اما گاهی هم میشد که احساسم با مظلوم نماییش دلمو میسوزوند و وادارم میکرد ٬ ا ونو باور کنم و غرورمو له کنم...
طفلکی ها نمیدونستن یکی اون بالا داره به ریششون می خنده!!!
نمیدونستن اونه که همیشه حرفه اولو میزنه و تصمیمه آخرو میگیره!!!
خودمم تازه فهمیدم اونا بی تقصیر بودن!!!
کاره اونه!!
همون قسمته لعنتی!!!
همون به اصطلا " خیر و مصلحتی "که مامان بزرگامون میگن!!!
کودوم خیر؟؟؟
خیری که میگه دلت جیکش در نیاد؟؟ که خفه خون بگیره؟؟؟
من نمیخوام این خیرُ !!!
ناشکری میکنم؟؟ کفر میگم؟؟
شاید!!
شایدتو بتونی بسازی!!
شاید حافظ بتونه راحت بگه " چو قسمته ازلی بی حضوره ما کردند ... گر اندکی نه به وفقه رضاس خرده نگیر"
ولی من نه!! من نمیتونم ...
خدایا ٬ ای تنها امیدم:
بیا و یا طلاقه منو از قسمتم بگیر !!
یا وا۳ یه بار هم که شده اونه به سازه دله من برقصون!!
.
.
ای خدا جز تو هیش کی زورش به اون نمیرسه!!!
خداجونم دارم میسوزم ولی نمیتونم باش بسازم دسه خودم نیس![]()
تو رو خخخخخدا یه کاری کن![]()
![]()

خدا گر ز حکمت ببند دری ............ ز رحمت گشاید در دیگری
خداجونم کاش بیشتر رحیم تر باشی تا حکییم تر...
آخه من که هیچ وقت حکمته کاراتو نفهمیدم،
اما رحمتتو با تمامه وجودم درک میکنم
وبه همه میگم :
"خدای من ارحم الراحمینه..."
جوابیه نوشت:
همینه دیگه! این خاصیته آدماس!!!
وقتی مریض داری، خدای شافی میخوای...
وقتی آبروت در خطره ، خدای ساتر میخوای...
وقتی باره گناه کمرتو میشکنه، خدای غافر میخوای...
وقتی...
.
.
دفاعیه نوشت:
![]()
خب حالا من آدمم ، ظرفیت ندارم...
خدام که داره!!!
خدا که مهربونترین، بخشنده ترین، بهترین...
اصن خدایی که ظرفیته داشتنه همه این " ترین " های زیبا رو داره اگه به
منه بندش نده ،
پس میخواد چی کارش کنه؟؟؟![]()
اعترافیه نوشت:
خداجونم ببخشید ، فک کنم اون قبلیه "طلبکارنوشت" بود تا دفاعیه...
من وا3 تو بنده خوبی نبودم،![]()
ولی ...
.
.
![]()
.
ولی آخه من فقط تو رو دارم خداجونم ...![]()
![]()
![]()
خداجونم٬
میگن نمیتونم تو رو ببینم ٬![]()
چون تو خییییییییییییییییییلی بزرگی
و من خیییییییییییییییییییییییییییلی کوچیکم!!! ![]()
خداجونم تو که کوچیک نمیشی کاش من یه کم بزرگ شم...![]()
هر روز دارم بد تر میشم!
دستتو ول کردم و ازت دور شدم...
کجایی خدا جونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
خدا دسته خودم نیس... چی کار کنم آخه!!!![]()
خیلی بدم میاد از نق زدن و شکایت کردن...![]()
ولی خب گاهی آدم چاره ای نداره...![]()
ولی گله چرا!! داره! ![]()
منم گله دارم از دله خودم ...![]()
نمیدونم خوبه آدم دلش کوچیک باشه یا بزرگ!! ![]()
.
.
وقتی پای شادی میاد وسط مدام ارور میده" ..no enough space!
"اینه که انقد کوچیکه که هیچ شادی توش دووم نمیاره
وهنوز از را نرسیده باید جور و پلاسشو جم کنه و بره..
.انقد کم ظرفیته که به اندازه یه ممری 256هم جا نداره!!!![]()
.
.
ولی عوضش عجب مهمون نوازه وقتی غصه از را میرسه!!...
این غم و غصه های" اتفاقا خونده"همچی قدمشونو روی چشه دلم میزارن که نتونه هیچ شادی ناخونده ای رو بببینه!!![]()
چرا لنگر نندازن؟؟ جــــــــا هس تا دلت بخواد!!!
8 گیـــــــــــــگ که چه عرض کنم..
.اونجاس که میبینم نه!! دلم بزرگه!! خیلــــــــــــــــــی
دل نوشت:میدونی چیه؟؟
مشکله تو انقباض و انبساطه من نیس!!
مشکله تو: ناشکریه خودته!!!!![]()
بخشش از بزرگتراس!! تو ببخشش خدا!!![]()
تویی که مسلما همیشه بزرگی و هیچ وقت کوچیک نمیشی!!![]()
ذهنم پر از واژه س!
یه مشت واژه ی گستاخ و لجباز،
که هر کدوم سازه خودشو میزنه و هیچ کدوم حاضر نمیشه وا3 یه لحظه، کوتا بیاد
و کنار اون 1ی وایسه و بشه یه جمله و خلاص!
بعدش دیگه هرکی بره دمباله کار خودش!!!
طفلک دلم!! سلولاش همه شاکی شدن!!!
حقم دارن آخه بیچاره ها!!!
چقد ظرفیت دارن مگه!!؟؟
تا کی تحمل کنن این همه واژه ی سنگین و سرکشی که از هرطرف بهشون هجوم میارن!!!!
نمیشه!!!
نمیتونم حتی به زوره قلم هم که شده بیارمشون رو کاغذ !!
حتی با زبونه خوش هم نمیشه گفتشون!"
مخاطبم هرکی جز خدا باشه،
من میمونم و ابهامی که همیشه درکلامه نگفتم موج میزنه!!!
دوس دارم این ابهامو...
خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی...
چه دردیه وقتی مهر و عاطفه و احساست به دمای 100 درجه میر3!
اما مدام با آدمای0 درجه روبرو میشی...
چقد سخته همیشه گرمای دلت یخه دلشونو آب کنه٬
اما هیچ وقت خنک ت نکنن...
.
.
چقدسخته لیلی به لالای سنگایی بزاری٬
که سره شکستنت رقابت می کنن...
چقدسخته سنگه صبور اونایی باشی٬
که سوهانه روحت هستن...
چقد سخته مرهمه زخم دلایی باشی٬
که نمک رو زخمت می پاشن...
چقد سخته نوازش کردنه٬
اونایی روکه فقط بهت سیلی میزنن...
چقد سخته لبخند زدن ٬
به اونایی که اشکتو درمیارن...
فهمیدنه آدمای نفهم خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییای سخته...

آن چه را نپاید
دل بستگی نشاید...
چقد دلم میخواد دلمو بتکونم،
اما مگه تکون میخوره
...
بدجوری بسته شده به دنیا و آدماش ...
و کندنش به این آسونی نیس!!!![]()
...
دلم حسه یه ماهی رو داره که تو تور ماهیگیری اسیر شده...
هرچی تقلا میکنه..
هرچی بالا و پایین می پره،
این تار و پوده وابستگی ها گسستنی نیس، که نیس!!!![]()
فقط یکی میتونه دلمو نجات بده!!
فقط یه جاس که رها میشه!!!
آزاده آآآآآزاد ...
و میتونه پربزنه و بره بالا!
بالا و بالاتر...
.
.
یاده حرم دلم را دیوانه کرده ساقی...![]()
![]()
بنا به درخواست های مکرر بینندگان:
می خندیم:![]()
![]()
.........................................................................................................................
به قول بعضیا:
پ.ن : ...
.
.
هیچی...
ولش کن ٬![]()
نگم بهتره...![]()
اگه بگم بازم همون آپ قبلی ها میشه٬
اشکم درمیاد!!! ![]()
![]()

کاش می آمدی تا باران چشمانت بر حال زارم مرهمی میشد بر شوره زار دلم...
کاش می آمدی و فانوسی میشدی بر ناکجاآباد تیره و تاریک پیش رویم...
کاش می آمدی و جاذبه ای میشدی بر وجود سنگین اما بی وزن و معلقم تحت این همه فشار ...
کاش می آمدی تا گرمای وجودت یخهای روح منجمد و بیقرار دلم را آب می کرد...
چقد این روزا سخت میگذرن!!
.
.
با حسین از یا حسین 1 نقطه کم دارد...
ولی
یا حسین گفتن کجا؟؟
و
با حسین بودن کجا؟؟

یا حسین زیاد گفتم
ولی متاسفانه ادعایی از با حسین بودن ندارم!
![]()
![]()
![]()

بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسه
/moon/moon%201/4mcii2o.jpg&t=1)
خدایا!!!![]()
خداجونم!!
کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
دلم میخواد یه دل سییییییییییییییر باهات حرف بزنم!!![]()
خدایا خیلی ازت دور شدم!!!![]()
خدایا گمت کردم!! ![]()
خدایا من دیگه نمیتونم تو بیا پیدام کن خدا!!!![]()
خدایا میترسم!
همه جا بیراهه س!! ![]()
خدایا زودتر بیا پیدام کن خواهش میکنم!!![]()
![]()
![]()
اون موقع که تازه این وب ساختم خیلی حالم وحشتناک بودو ازدرگاهت رونده شده بودم یعنی خودم رفته بودم نه اینکه تو ردم کرده باشی!![]()
دیگه دل و دماغ نماز و روزه هم نداشتم، اما وجدانم راحتم نمی زاشت! ته دام بهت التماس می کرد که خدایا من بریدم دیگه نمیتونم! تو دستم ول نکن خداجونم!![]()
تا اینکه تو آرومم کردی و...![]()
![]()
خدایا وقتی میرم وب بچه هارو می خونم میبینم هرکدوم فکر میکنن یه جوری به آخر خط رسیدن و غم وغصه امونشون رو بریده گریم می گیره!دلم آتیش میگیره! دلم میخواد یه کاری کنم اما آخه چی بگم بهشون؟؟ چطور دلداریشون بدم؟؟![]()
خدایا ما بنده ایم،ما که خدا نیسیم... صبر حالیمون نیست !![]()
ما دیگه ا خیر و مصلحت خسته شدیم! ازبس این خیره دلم.ن رو شکسته...![]()
خدایا میدونیم بد کردیم اما تو بد مکافاتمون نده خدا!![]()
خدایا یکی مریض داره و عزیزش داره جلوی چشمش مثل شمع آب میشه، یکی کنکور قبول نشده، یکی شکست خورده تو زندگیش، یکی عزیزش از دست داده، یکی کار گیرش نمی یاد، یکی پول نداره، یکی تنهاس! خدایا اینا مشکلات ماهاس! ![]()
خدایا تو اینارو میبینی پس یه کاری کن خدا!![]()
خدایا تو هوامونو نداشته باشی ما کجابریم؟؟![]()
خدایا امیدمون تویی! شیطون شادمون نکن!![]()
امروز که روز آخر مهمونیته واست تکلیف تعیین نمی کنیم فقط:![]()
"شیرینی بودن با خودت بهمون بده و شادی واقعی رو به دلامون بیار "
همین خداجونم! ![]()
![]()
سلام خدای مهربونم!
الان سحر شب بیست و یکمه!
خدایا اومدم آشتی!
خدایا من دیر اومدم اما تو نزار زود برم!
خدایا خودت میشناسیم دیگه!
خدایا به خدا دوست دارم!
خدایا پشیمونم!
خدایا منو ببخش!
خدایا قول می دم همونی بشم که تو می خوای!
خدایامن برات بنده ی خوبی نبودم!
خدایا منو ببخش!
خدایا اگه امشب نبخشیم چیکار کنم؟
خدایا من فقط تو رو میخوام!
خدایا می خوام تو بغلت گریه کنم!
خدایا غلط کردم!
خدایا دوست دارم!
خدایا بگو تو هم دوسم داری!
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
!